ترجمه، یادداشت

 

ریندون کوندو|یاور بذرافکن

ریندون کوندو، پژوهشگر ادبیات تطبیقی در دانشگاه جاداپور هند، در این گفتار با گوشه چشمی به تاریخچه‌ی شعر معاصر بنگال به معرفی جنبش گرسنگی می‌پردازد. برای رعایت ایجاز، بخش­ هایی از مقاله، که دیگر مطالب انتخابی برای پرونده‌ی گرسنگی را مکرر می­ کرد، به دست جرح تعدیل سپرده شده و از طرفی، برخی جزییات پراهمیت دیگر که کوندو ناگفته باقی گذاشته، به آن افزوده شده است. منبع این اضافات مقاله‌ی «بیت‌ها و نسل گرسنگی: استحاله‌ی امر شخصی» نوشته‌ی استیون بلتو بوده است. – م.

 

ادامه مطلب

ترجمه، یادداشت

ناندینی دار|یاور بذرافکن

  • ناندینی دار شاعر هندی و استادیار مطالعات ادبی در دانشگاه جیندال هند است. او در این یادداشت، که ژانویه‌ی 2016 در Café Dissensus، شماره‌ی ویژه‌ی نسل گرسنگی، منتشر شده است، با اشاره به انفعال‌گرایی سیاسی و سویه‌های زن‌ستیزانه در بوطیقای نسل گرسنگی، آن را در تداوم ارزش‌های نظام سرمایه و باورهای اخلاقی حاکم بر جامعه می‌داند و وجاهت رادیکال نویسندگان این جریان را، که طلایه‌داران هنر و ادبیات آوانگارد بنگال دانسته می‌شوند، به پرسش می‌گیرد.- م.

ادامه مطلب

ترجمه، شعر

هیاش تاموی| یاور بذرافکن

هیاش تاموی این فیلم را بر اساس شعر «مسیح تمام‌الکتریکی» از مالای روی چادری ساخته است. فیلم راجع به محکومی کلاستروفوبیک است که در چنبره­‌ی جنون‌آمیزی از اوهام گرفتار می‌شود. آنچه در ادامه می‌خوانید بیانه‌ای ست که کارگردان به همراه فیلم منتشر کرده است. – م.

ادامه مطلب

ترجمه، یادداشت

تریدیب و آلو میترا|یاور بذرافکن

تریدیب میترا

 

مجله‌ی تایم، در شماره‌ی بیست نوامبر 1964، مقاله‌ای منتشر کرد با عنوان «هند: نسل گرسنگی»، که در آن جنبش ادبی-هنری گرسنگی را مرهون «یاری الهام‌بخش شاعر بیت، آلن گینزبرگ» دانست(1). گرچه مقاله در والایش و تنزیه آنگلوساکسونیسم پنهان در این ادعا زیر پوشش گفتمانی تطبیقی، نقشی تاریخی ایفا می‌کند، اما در تثبیت و تسری آن، همچون باوری عمومی که تا امروز هم پابرجا بوده است، تنها نیست. در اینجا با نمونه‌ای کلاسیک از مشارکت و هم‌دستی کلونیالیسم رسانه‌ای (نشریات ادبی)، کارگزار کلونیالیست (گینزبرگ) و سوژه‌ی کلونیال (مالاری روی چادری) رو‌به‌رو بوده‌ایم. ادامه مطلب

شعر

یکم

 

دندانم روی میز آشپزخانه و هیچ سند منگوله داری تضمین نمیکند که هواپیما اسم آبلیمو را از یاد نبرد

پارچه را به قتل برسانید که اختتامیه قضیه را اعلام کرده است از اول

آن بوی سفید که میتوان گازش گرفت دو نفری بودنمان را به نام خود زده است

ادامه مطلب

شعر

یکم

 

گاهی برای ادامه، ادامه دادن در چیزی.

ادامه دادن در این کردن. و یا خود را کردن در ذهن کرده شده ی خود، امکانی نیست.

و هی در ادامه، هی کردن بود

ادامه مطلب